X
تبلیغات
✿ کلیپ و عکس و داستان ✿

✿ کلیپ و عکس و داستان ✿
البته کلیپ و عکس کمتر میذارم! :دی 
خودم
بودا به دهی سفر کرد .
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد .
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد .
کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :
«این زن، هر زه است به خانه‌ی او نروید »
بودا به کدخدا گفت :
« یکی از دستانت را به من بده»
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .
آنگاه بودا گفت :
«حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند»
بودا لبخندی زد و پاسخ داد :
هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هر زه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هر زه باشند .
بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هر زه ساخته‌اند .
برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش.

موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه فارســـی
[ یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ] [ 17:28 ] [ قسمت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

هر وقت به یک داستان یا داستانک یا هر موضوع جالب دیگه ای بر می خورم سعی می کنم اینجا بنویسمش براتون! البته خیلی زیاد اینجا نمیام ولی سعی می کنم مطالبی که میذارم میخکوبتون کنه! سعی می کنم شایدم نشه!
از سال 84 وبلاگ می نویسم البته این وبلاگ آخرین وبلاگیه که داشتم و قبل از این چند تا وبلاگ دیگه داشتم که فعالیتم توشون متوقف شده و فعلا توی "قسمت" آپ می کنم.

مشخصات من:
+++++++++

نام:
منم دیگه

سن:
بیست و اندی

محل سکونت:
همین نزدیکی ها

هدف وبلاگ:
واسه بی معرفتا

فیلم ایرانی مورد علاقه:
درباره الی...
میم مثل مادر
آقا یوسف
جدایی نادر از سیمین

فیلم خارجی مورد علاقه:
زیاد دیدم، یادم نیست

ایمیل:
behtabesh@gmail.com
امکانات وب
ایران رمان